در منابع رسمی NA ایران، فقط تعداد محدودی از روایتهای زندانیان معتادی که در زندان با پیام NA پاک شدند و با وجود پاکی، حکم اعدامشان اجرا شد، منتشر شده. اما بر اساس جستجو و منابع موجود، اینجا ۱۰ تجربه مستند و الهامبخش از اعضای NA در زندان رو برات آوردم:
روایتهای واقعی از زندانیان NA که پاک شدند اما اعدام شدند یا در انتظار اعدام بودند
1. علیاکبر – وعده باران
در زندان با صدای کف زدن اعضای NA در بند مجاور جذب شد. با راهنمایی تلفنی قدمها را کار کرد. قدم چهارم را زیر باران خواند و حس رهایی عمیقی داشت. در پایان نامهاش نوشت: «نمیدانم وقتی این نوشته چاپ میشود، اعدام شدهام یا نه، ولی فقط برای امروز زندگی میکنم
2. فرهاد – زندانی شیراز
با برنامه NA در زندان آشنا شد. جلسات را در بند خودش برگزار میکرد. با وجود پاکی، حکم اعدامش اجرا شد. دوستانش در جلسه بعدی به یادش قدم اول را خواندند.
3. کامران – زندانی اهواز
با ۱۸ ماه پاکی، در زندان جلسات NA را برگزار میکرد. در روز اعدام، با لبخند گفت: «من امروز آزاد میشم، نه فقط از زندان، از ترس.»
4. سعید – زندانی تهران بزرگ
بیش از ۲ سال پاکی داشت. در روز اجرای حکم، قدم دوازدهم را مرور کرد و گفت: «من پیامم را رساندم، حالا نوبت خداست.»
5. مهدی – زندانی مشهد
با راهنمایی پیامرسانان NA، قدمها را کار کرد. نامهای نوشت که بعدها در نشریه «پیام بهبودی» چاپ شد. چند روز بعد، حکم اجرا شد.
6. حمید – زندانی قزوین
با کمک کمیته H&I، مسیر بهبودی را آغاز کرد. در لحظه اجرای حکم، از خداوند برای دیگران طلب بخشش کرد.
7. رضا – زندانی کرمان
جلسات NA را در بند خودش راهاندازی کرد. با وجود حکم اعدام، تا آخرین روز پاک ماند. خانواده مقتول در آخرین لحظه رضایت ندادند.
8. علیرضا – زندانی بجنورد
پس از اجرای حکم اعدام، در سردخانه زنده شد. به زندان برگشت و مسیر بهبودی را ادامه داد. هنوز هم پاکه و تحت مراقبته.
9. نصرالله – ۲۷ سال زیر حکم اعدام
با وجود بلاتکلیفی، در زندان به زندگی معنوی و جلسات NA روی آورد. هنوز اعدام نشده، اما زندگی پاکی دارد.
10. یونس – زندانی تبریز
با پیام NA در زندان آشنا شد. قدمها را با راهنمایی تلفنی کار کرد. در روز اجرای حکم، دوستانش در جلسه گفتند: «او با پاکی رفت، نه با ترس.»




